بلاک چین و مبارزه با پول شویی

بلاک چین و پول شویی

 

پولشویی را می توان به عنوان هرگونه تلاش یا اقدام در پنهان کردن هویت فعالیت های غیرقانونی و قانونی جلوه دادن آنها تعریف کرد. فردی که اقدام به پولشویی می کند، وجود درآمد غیرقانونی، منبع غیرقانونی برای درآمد خود یا کاربرد این درآمد در اقدامات غیرقانونی را پنهان می کند و سعی دارد آن را قانونی جلوه دهد. تعیین گستره فعالیت های پولشویی به دلیل پنهان بودن این فعالیتها بسیار دشوار است. با این وجود، تخمین زده می شود که تراکنش های پولشویی سالانه بین دو تا پنج درصد از تولید ناخالص داخلی جهان یا به عبارتی رقمی بالغ بر یک تا دو تریلیون دلار را به خود اختصاص می دهند. طبق گزارشی که توسط دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرائم سازمان ملل متحد (UNODC) تهیه شده است، در سال 2016 مجموع این فعالیت های مجرمانه به بیش از دو تریلیون دلار رسیده است.

همچنین در این گزارش اعلام شده است که با وجود تمامی تلاش های صورت گرفته، تنها کمتر از یک درصد از جریان های مالی غیرقانونی در سراسر جهان شناسایی و متوقف می شوند. پولشویی علاوه بر تسهیل فعالیت هایی نظیر قاچاق اسلحه، دارو و انسان، بر اقتصادهایی که وارد آنها می شود نیز تأثیرات مخربی بر جای می گذارد و به همین دلیل، این آمار نگرانکننده به نظر می رسد. به جهت ماهیت زیان بار فعالیت های پولشویی، نهادهای متعدد بین المللی و ملی به مبارزه با آن می پردازند. با این وجود، به منظور مبارزه با پولشویی لازم است موسسات مالی و نهادهای قانونی ملی و منطقه ای نیز در راستای سیاست های تدوین شده توسط نهادهای بین المللی اقدام کنند. طبق بررسی های صورت گرفته، بخش عمده شکاف میان سیاست ها و اقدامات اجرایی مبارزه با پولشویی، در مرحله اجرایی کردن سیاست های فوق بر بستر امکانات موجود آشکار می شود.

به عبارت دیگر، یکی از چالش های فراروی موسسات مالی و نهادهای ملی، محدودیت های زیرساختی و فناوری است که در اجرایی کردن این الزامات با آن مواجه اند. ضعف های زیرساختی نهادها و موسسات مالی برخی کشورها همراه با ماهیت جزیره ای و منزوی سیستم های مالی، ضریب نفوذ فعالیت های مبارزه با پولشویی را در سطح عملیاتی محدود ساخته است و یکی از تهدیدهای جدی در مسیر مبارزه با پولشویی محسوب می شود. در ادامه مطلب فناوری بلاکچین (Blockchain) به عنوان راهکاری برای مبارزه با پولشویی و اثرات مخرب آن معرفی می شود.

 


بلاک‌چین‌ چیست؟


بلاک چین چیست؟

 

فناوری بلاک چین به زبان ساده، زنجیرهای از بلوک های داده است. در درون این بلوک ها، داده های مربوط به تراکنش ها نگهداری می شود. در زمان پردازش تراکنش ها، این داده ها درون یک بلوک قرار می گیرند و پس از اتمام تراکنش و در صورت تأیید سایر اعضای شبکه، این بلوک به انتهای زنجیره افزوده می شود. در واقع بلاک چین، پایگاه دادهای است که در آن بخش های مختلف داده در بلوک هایی ذخیره شده اند و این بلوک ها به ترتیب رخداد به زنجیره افزوده می شوند.

مکانیزم اجرایی بلاک چین به این صورت است که کلیه تراکنش ها روی یک دفترکل (Ledger) ثبت می شوند و تمامی کاربران پس از اتصال به شبکه، یک کپی از این دفترکل را روی دستگاه خود ذخیره میک نند. به این جهت گفته می شود که بلاکچین مبتنی بر یک دفترکل توزیع شده (Distributed Ledger) میان تمام کاربران است. هر یک از کاربران پس از انجام تراکنش روی دفترکل خود، آن را روی شبکه می فرستند. سایر کاربران این تغییرات را مشاهده و در صورت صحت، تأیید می کنند و به این ترتیب عملیات فوق بر اساس مکانیزم اجماع (Consensus Mechanism) عمومی اعضای شبکه، نهایی شده و اجرا می شود.

به عبارت دیگر، فرایند پردازش تراکنش ها به صورت غیرمتمرکز و توسط تمام اعضای بلاک چین انجام می شود و پس از آن که صحت یک تراکنش توسط اعضا تأیید شد، بلوک مربوط به آن به انتهای زنجیره بلوک ها افزوده می شود. از این زمان به بعد، یعنی پس از افزوده شدن این بلوک به کل زنجیره، دیگر امکان حذف یا تغییر آن وجود ندارد و تنها می توان این اطلاعات را با تأیید سایر اعضای شبکه به روزرسانی کرد. بنابراین از آنجایی که اعمال این تغییرات در دفترکل، به تأیید سایر اعضای شبکه نیاز دارد، هیچ کاربری نمی تواند بدون تأیید سایر اعضا اقدام به تغییر دفترکل کند و به این ترتیب بدون نیاز به هیچ مرجع ناظر متمرکزی، صحت اطلاعات دفترکل تضمین می شود.

یکی از امکاناتی که بر بستر بلاک چین پیاده سازی شده است، قراردادهای هوشمند (Smart Contracts) هستند. قرارداد هوشمند، یک برنامه کامپیوتری است که قادر به تعریف الزامات و توافقات یک قرارداد و اجرایی کردن آن است. این قرارداد، یک توافقنامه الکترونیک است و اصول منطقی را شامل می شود که بدون نیاز به کنترل های بیرونی و تنها در صورت برقراری شرط های خاص، اجرایی می شوند.

به عبارت دیگر، تنها کافی است ویژگی های یک قرارداد و شرط های لازم برای اجرایی شدن آن به عنوان یک قرارداد هوشمند و در قالب قیدهای منطقی تعریف شوند. پس از آن در صورت تحقق شرط های مذکور، قرارداد خود به خود و بدون دخالت هیچ مرجع کنترل متمرکزی، اجرایی می شود. قراردادهای هوشمند روی بلاک چین ایجاد می شوند و اعضای شبکه، کنترل و تأیید صحت اطلاعات آن را به عهده دارند. به همین جهت است که در اعمال الزامات و شروط قانونی خاص یا کنترل هایی که لازم است خود به خود اجرا شوند، کاربرد بسیاری دارند.

 


فرایند‌ پولشویی


فرایند پولشویی صرف نظر از نوع فعالیت مجرمانه ای که منجر به آن شده است، شامل سه مرحله می شود:


1.جایگذاری (Placement)

در این مرحله پولی که به طورغیرقانونی به دست آمده، در شبکه رسمی و قانونی مالی تزریق می شود؛


2.لایه چینی (Layering)

این منابع مالی در لایه های پیچیده ای از تراکنش های متعدد توزیع می شوند تا منبع اصلی آنها پنهان شود؛


3.یکپارچه سازی (Integration)

منابع مالی که پولشویی شده اند، در قالب حساب های بانکی، وام، ضمانتنامه و سایر انواع دارایی های مالی در موسسات مالی قانونی یکپارچه می شوند و بدین ترتیب پوشش ظاهری مشروع و قانونی برای این دارایی های حاصل از منابع مجرمانه تحقق می یابد.


اصول زیربنایی پولشویی به طور کلی در چهار عنوان خلاصه می شود: ناشناس ماندن، سرعت، پیچیدگی و پنهان بودن. به این معنا که منبع پول باید ناشناس باقی بماند زیرا از طریق فعالیت های غیرقانونی استحصال شده است. در طول مرحله جایگذاری، وجوه مالی غیرقانونی به نام موجودیت های قانونی ثبت می شوند تا ماهیت واقعی آنها پنهان شود. اغلب به منظور کاهش حساسیت نسبت به تراکنش های حاوی مبالغ بالا، این وجوه در قالب چند تراکنش میان چند موسسه تقسیم می شوند.

در مرحله لایه چینی، مجموع های از تراکنش ها به سرعت انجام می شود تا دنبالها ی پیچیده ایجاد شود و به این ترتیب ردپای موسسات درگیر در مرحله جایگذاری پنهان شود. با انجام این حجم بالای تراکنش به مقصد کشورهای مختلف جهان، جا به جایی این وجوه غیرقانونی ماهیتی پیچیده می یابد که رهگیری آن را بسیار دشوار می کند.

 


نقش ‌بلاک‌ چین ‌در‌مبارزه ‌با‌ پولشویی


بلاک چین و مبارزه با پولشویی

 

در بررسی چگونگی تأثیرگذاری بلاک چین در فرایند مبارزه با پولشویی، لازم است با دو گروه از اصلی ترین مقررات ضد پولشویی آشنا شویم: شناخت مشتری (KYC) و مبارزه با پولشویی (AML).

قانون مصوب (The Bank Secrecy Act) رازداری بانکی اکتبر سال 1970 میلادی برای اولین بار شروع اعمال کنترل های مبارزه با پولشویی را اعلام کرد و هدف آن را شناسایی منابع پولشویی، رهگیری جابه جایی های منابع مالی از طریق ثبت تاریخچه این فعالیت ها و گزارش دهی به نهادهای ناظر عنوان کرد. این گزارش ها، فهرست تراکنش های یک حساب که بیش از حداقل های تعیین شده باشد، افرادی که این تراکنش ها را انجام می دهند و تاریخچه تراکنش های حساب فوق را در بر می گیرد.

از سوی دیگر، شناخت مشتری اغلب به عنوان بخشی از فرایند مبارزه با پولشویی شناخته می شود و به طور کلی، شامل مراحلی است که موسسات مالی به منظور شناسایی و تأیید هویت یک مشتری و حصول اطمینان از ماهیت قانونی وجوه مالی وی انجام می دهند. این کار از طریق شناسایی و جمع آوری اطلاعات ضروری در مورد وی انجام می پذیرد.

در موارد خاص، موسسات مالی، مجاز به تشکیل پرونده در مورد برخی مشتریان و بررسی دقیقتر رفتارهای مالی آنها هستند. علاوه بر این مقررات، فهرستی از تحریم ها نیز وجود دارد و تمامی موجودیت های حقیقی و حقوقی را شامل می شود که موسسات مالی از انجام تراکنش ها و مبادلات مالی با آنها منع شده اند.

با وجود الزامات قانونی که سازمان هایی نظیر گروه ویژه اقدام مالی (FATF) و سایر نهادهای بین المللی به منظور افزایش امکان پیشگیری از پولشویی برای کشورها وضع کرده اند، هنوز فاصله بسیاری میان پیشگیری از پولشویی و اجرایی کردن این مقررات وجود دارد. موسسات مالی باید خود را با الزامات شناخت مشتری، مبارزه با پولشویی و فهرست تحریم ها تطبیق دهند، اما محدودیت های ساختاری برخی کشورها، اجرایی کردن این الزامات را دشوار ساخته است. اینجاست که وجود یک بستر مشترک، قابل اعتماد و قابل رهگیری مانند بلاک چین می تواند نقشی موثر در غلبه بر این محدودیت ها ایفا کند.

موسسات مالی می توانند با ایجاد سیستم های مبتنی بر بلاک چین، قوانین ضد پولشویی را اجرایی کنند، به اشتراک گذاشتن اطلاعات را تسهیل کنند و دشواری های اجرای برنامه های پیروی از مقررات مبارزه با پولشویی و شناخت مشتری را کاهش دهند. به دلیل ماهیت جزیره ای سیستم های موسسات مالی، این موسسات از سایر تراکنش هایی که صاحبان حساب آنها با سایر موسسات مالی در سراسر دنیا انجام می دهند، نا آگاهند. این امر، شناسایی و رهگیری رفتار مشتریان را دشوار می کند. همچنین از آنجایی که انجام تراکنش های متعدد مالی در کشورهای مختلف یکی از مراحل پولشویی محسوب می شود، ناتوانی در پایش و رهگیری رفتارهای مشتریان در سطح بین المللی، ریسک بروز اقدامات پولشویی را افزایش می دهد.

به علاوه، اولین الزام قانونی که موسسات مالی باید در مورد تمامی مشتریان اجرا کنند، فرایند شناخت مشتری است. اگرچه موسسات می توانند برای دستیابی به این اطلاعات در موارد خاصی از منابع دیگر نیز کمک بگیرند، مسئولیت نهایی این اطلاعات با خود آنها است. بنابراین بهترین شیوه تأیید فرایند شناخت مشتری، کمک گرفتن از موسسات مالی دیگر است. به این ترتیب، در عین این که موسسات مالی همچنان در قبال شناخت مشتری خود مسئولند، می توانند صحت ادعاهای مشتریان جدید را از طریق مقایسه این اطلاعات با اطلاعات سایر موسسات مالی که با این مشتریان فعالیت داشته اند، کنترل کنند.

از سوی دیگر، سازمان های نظارتی نیز در تحلیل داده هایی که از موسسات مالی مختلف دریافت می کنند، با مشکلاتی مواجه اند زیرا این سازمان ها مجبورند داده های فوق را از موسسات متعدد جمع آوری، یکپارچه سازی و سپس تحلیل کنند. اینجاست که بلاک چین به عنوان زیرساختی در جهت تسهیل ارتباط میان موسسات مالی کشورهای مختلف و همچنین به اشتراکگذاری اطلاعات میان آنها کاربرد می یابد.

یک دفترکل توزیع شده بلاکچین میتواند تمامی این داده ها را در یک پایگاه داده جمع کند و به این ترتیب، در طول فرایند بررسی رفتارهای مشتریان، تحلیل های رفتاری نیز به صورت بی درنگ روی دفترکل انجام می شوند. به علاوه می توان شناخت، رهگیری، پایش و گزارشگری رفتارهای مشتریان را با به کارگیری قراردادهای هوشمند مبتنی بر بلاکچین مکانیزه کرد. به طور دقیقتر، قراردادهای هوشمند در قالب برنامه های نرم افزاری، همواره بروز مجموعه ای از شرط ها که توسط مقررات ضدپولشویی تعیین شده را کنترل می کنند و در صورت صحت یافتن این قیدها، به طور خودکار اجرایی می شوند.

به عنوان مثال، این که در صورت بروز رفتارهای خاصی لازم است گزارش هایی از این فعالیت های مشکوک و گزارش هایی نیز از انجام تراکنش های بزرگ توسط حساب تهیه شوند. اگر بتوان این رفتارها را در قالب منطق محاسباتی تعریف کرد، می توان یک قرارداد هوشمند ایجاد کرد که در صورت بروز رفتارهای تعریف شده، به صورت خودکار اجرا شود و گزارش های موردنظر را فورا برای نهادهای ذیربط ارسال کند.
از سوی دیگر، ماهیت غیرمتمرکز بلاکچین و اتکای آن بر فرایند اجماع عمومی، نیاز به وجود یک مرکز کنترل متمرکز را از میان برمی دارد و در عین حال، صحت اطلاعات موجود بر این بستر را تأیید می کند. بنابراین، برخلاف تصور عمومی، اجرایی کردن بلاکچین به هیچ وجه ریسک و هزینه بالایی در برندارد. موسسات مالی می توانند به جای ایجاد مراکز داده و سیستم های انحصاری خود، عضوی از شبکه بلاک چینی باشند که داده ها را ذخیره می کند، آنها را با نهادهای قانونگذار تطبیق می دهد و در صورت لزوم، هشدارهای لازم را اعلام می کند.

 


نتیجه‌گیری


سال هاست ضرورت مبارزه با پولشویی مورد توجه خاص نهادهای ملی و بین المللی قرار گرفته و سازمان های فعال در عرصه قانون گذاری، در تبیین و توسعه برنامه های پیروی از مقررات مبارزه با پولشویی و شناخت مشتری گام های بزرگی برداشته اند. با این وجود، مشکلات و محدودیت های بسیاری فراروی موسسات مجری این برنامه ها قرار دارد و محدودیت های زیرساختی و فناوری موجود، شکاف بزرگی میان اقدامات مدون مورد انتظار نهادهای ناظر و توان اجرایی نهادهای مجری ایجاد کرده است. ماهیت غیرمتمرکز فناوری بلاک چین، راهکارهای قابل توجهی را برای موسسات مالی در اجرای قوانین مبارزه با پولشویی و شناخت مشتری فراهم می کند.
این موسسات می توانند با بهره گیری از فناوری دفترکل توزیع شده بلاک چین، بدون نیاز به سرمایه گذاری های کلان در ابعاد فنی و نیروی انسانی، زیرساخت های مورد نیاز تطابق با الزامات ضد پولشویی را ایجاد کنند و به این ترتیب به منبع اطلاعاتی مشترکی میان تمامی موسسات مالی، دسترسی فوری داشته باشند.

علاوه بر این، تاریخچه تمامی تراکنش ها در این سیستم مبتنی بر بلاک چین ثبت می شود و به دلیل غیر قابل حذف بودن این اطلاعات، موسسات مالی خواهند توانست در هر لحظه گزارش کاملی از تاریخچه تمامی تراکنش های هر یک از مشتریان خود را تهیه نمایند. علاوه بر این، قراردادهای هوشمند، قابلیت اجرایی کردن شرط ها و کنترل های برنامه های پیروی از مقررات مبارزه با پولشویی و شناخت مشتری را برای موسسات مالی فراهم می کنند. با استفاده از این قراردادها، می توان با دقت بالایی به پایش و گزارش دهی در مورد فعالیت های مشکوک مشتریان پرداخت و در صورت لزوم، اقدامات ضروری را در زمان مناسب اتخاذ نمود.

جنبه دیگری که در اقدامات مبارزه با پولشویی مورد توجه نهادهای ناظر و قانونگذار قرار دارد، فهرستی از موجودیت های حقیقی و حقوقی است که موسسات مالی از انجام مبادلات مالی با آنها منع شده اند. با قرار دادن فهرست این موارد تحریم روی بلاک چین می توان این موارد را نیز به عنوان کنترل های جدید بر تراکنش های مالی اعمال کرد و به این ترتیب، بخش سوم برنامه های پیروی از مقررات مبارزه با پولشویی و شناخت مشتری نیز بر بستر بلاک چین قابلیت اجرایی می یابند.

پتانسیل بلاک چین تنها به اجرای برنامه های پیروی از مقررات مبارزه با پولشویی و شناخت مشتری محدود نمی شود و قابلیت ایجاد تحولی بزرگتر در کل سیستم بانکی را دارد. با این وجود، با توجه به این که بلاک چین در گام های ابتدایی ورود به فضای کسب وکار جهانی قرار دارد، احتیاط موسسات و صاحبان کسب وکارها در به کار گیری گسترده این فناوری بنیادی قابل پذیرش است. به همین دلیل، می توان فعلا از انتقال کل سیستم بانکی و تراکنش های مالی بر بستر بلاک چین صرفنظر کرد و ورود بلاک چین به فضای صنعت مالی و بانکداری را با به کارگیری آن در مبارزه با پولشویی آغاز نمود.

بدیهی است ایجاد و اجرای برنامه های اثربخش پیروی از مقررات مبارزه با پولشویی و شناخت مشتری یکی از چالش های ضروری و منحصر به فردی است که بلاک چین قابلیت تحقق آن را دارد. مزایای به کارگیری بلاک چین در بخش خدمات مالی و به ویژه در زمینه مبارزه با پولشویی بزرگتر از آن است که به دلیل تردید در ورود این فناوری به فضای خدمات مالی، قابل انکار باشد.

 

مطالب مرتبط:

مقیاس پذیری در بلاک چین به چه معناست؟

کاربردهای مهم بلاک چین

بهترین زبان های برنامه نویسی بلاک چین کدامند؟

 


منبع: مرکز تحقیقات بلاک چین


 

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان - ثبت نام کنید و یا وارد حساب خود شوید.
امتیازدهی:
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما

درباره ما

"مرکز تحقیقات بلاک چین" به‌عنوان بزرگترین وب سایت تخصصی، پژوهشی و آموزشی بلاک چین در جهان توسط مجموعه ای از متخصصان حوزه بلاک چین و ارزهای رمزنگاری شده از سال 1396 به ‌صورت رسمی فعالیت خود را آغاز نمود.


ادامه درباره ما